پاسخ به سوال:آیا حادثه منا از علائم ظهور است ؟
یک وبلاگ ساده ؛ اما کارآمد !
 
ریاست جمهوری
 
 
نویسنده : امید افشارپور
تاریخ : سه شنبه 20 بهمن 1394برچسب:پاسخ,به,سوال,آیا,حادثه,منا,از,علائم,ظهور,است,؟,,
به نام خدا

آیا حادثه منا از علائم ظهور است؟

 

 

اخیرا تصویری حدیثی در شبکه های اجتماعی منتشر شده که در آن پیامبر (صلی الله علیه و آله ) به حادثه برای حجاج در منا اشاره کرده است.
 اخیرا تصویری از کتاب الفبای مهدویت در شبکه های اجتماعی منتشر شده که در آن در حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه و آله ) به حادثه برای حجاج در منا اشاره کرده است اما آیا این حادثه همان حادثه مورد نظر است؟
پاسخ اجمالی
در متن حدیث آمده است:«قال رسول الله صلى الله علیه و آله: سیکون فی رمضان صوت، و فی شوال معمعه، و فی ذی القعده تحارب القبائل، و علامته نهب الحج و تکون ملحمه بمنى و یکثر فیها القتل و تسیل فیها الدماء حتى تسیل دماؤهم على الجمره» منتخب الأثر ص451، بشاره الإسلام ص34، یوم الخلاص ص532، بیان الأئمه ج1 ص433 و ج2 ص 355
ترجمه:«بانگی در ماه رمضان شنیده می شود، آتش جنگی در ماه شوال بر افروخته می گردد، قبیله ها در ماه ذیحجه به جنگ بر می خیزند ونشانه آن این است که حجاج را غارت می کنند وفاجعه بزرگی در منا روی می دهد وافراد بیشماری کشته می شوند وخون ها روان می شود وبر جمرات می ریزد»
یک کارشناس مذهبی در این زمینه در یکی از گروههای تلگرامی نوشت: فارغ از بررسی صحت و سندیت حدیث، در این حدیث به چند نکته اشاره شده است:
اول اینکه در ماه رمضان صوت(صیحه آسمانی) شنیده می شود که این از علائم حتمی ظهور است و اتفاق نیفتاده است.
دوم جنگ قبایل است که اگرچه صریحا اتفاق نیفتاده اما شاید بتوان از جنگ میان عربستان و یمن نام برد.
سوم غارت حجاج است که این مساله اتفاق نیفتاده است.
چهارم فاجعه بزرگ در منا و قتل بیشمار افراد است که اگرچه اتفاقات چند روز اخیر در منا فاجعه بود اما شاید نتوان به آن کشته های بیشمار گفت.
پنجم جاری شدن خون در جمرات است که حجاج جان باخته در حادثه اسفبار اخیر خونشان بر روی منا جاری نشده است.
پس با این علائم نمی توان گفت که حادثه اسفبار همان حادثه ای است که در حدیث از علائم ظهور آمده است.

منبع: تسنیم

نویسنده : امید افشارپور
تاریخ : سه شنبه 20 بهمن 1394برچسب:داستان,کوتاه,جواب,ابلهان,خاموشی,است,ابوعلی,السینا,,

بِسْم اللهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیم 

ابوعلی سینا در سفر بود. در هنگام عبور از شهری ،جلوی قهوه خانه ای اسبش را بر درختی بست و مقداری کاه و یونجه جلوی اسبش ریخت و خودش هم بر روی تخت جلوی قهوه خانه نشست تا غذایی بخورد. خر سواری هم به آنجا رسید ،از خرش فرود آمد و خر خود را در پهلوی اسب ابوعلی سینا بست تا در خوردن کاه شریک او شود و خودش هم آمد در کنار ابوعلی سینا نشست. شیخ گفت : خر را پهلوی اسب من نبند ، چرا که خر تو از کاه و یونجه او میخورد و اسب هم به خرت لگد میزند و پایش را میشکند.

خر سوار آن سخن نشنیده گرفت به روی خودش نیاورد و مشغول خوردن شد. ناگاه اسب لگدی زد و پای خر را لنگ کرد.
خر سوار گفت : اسب تو خر مرا لنگ کرد و باید خسارت دهی. شیخ ساکت شد و خود را به لال بودن زد و جواب نداد. 
صاحب خر ، ابوعلی سینا را نزد قاضی برد و شکایت کرد. قاضی سوال کرد که چه شده؟ اما ابوعلی سینا که خود را به لال بودن زده بود ،هیچ چیز نگفت. قاضی به صاحب خر گفت : این مرد لال است .........؟
روستایی گفت : این لال نیست بلکه خود را به لال بودن زده تا اینکه تاوان خر مرا ندهد، قبل از این اتفاق با من حرف میزد....
قاضی پرسید : با تو سخن گفت .......؟چه گفت؟
صاحب خر گفت : او به من گفت خر را پهلوی اسب من نبند که لگد میزند و پای خرت را میشکند....... قاضی خندید و بر دانش ابو علی سینا آفرین گفت.
قاضی به ابوعلی سینا گفت حکمت حرف نزدنت پس چنین بود؟!!!
ابوعلی سینا جوابی داد که از آن به بعد درزبان پارسی به مثل تبدیل شد:"جواب ابلهان خاموشی ست"

امثال و حکم-علی اکبر دهخدا

 
 
به وبلاگ زندگی ایرانی - اسلامی خوش آمدید ! امیدوارم لحظات خوشی را در این وبلاگ سپری کنید. ( این وبسایت تابع قوانین جمهوری اسلامی ایرانی است ، لطفا در صورت مشاهده مغایرت مطالب با قوانین ؛ به ما از طریق نظر دهی همان مطلب اطلاع دهید ! )